السيد محمد حسين الطهراني
62
معاد شناسى (فارسى)
در آن حال نه حسّ است و نه محسوس . پس خداوند عزّ و جلّ اشياء را دو مرتبه عود ميدهد و زنده مىكند ، همانطور كه در اوّل وهله آنها را مدبّرش ايجاد نموده بود . و اين فاصله چهارصد سال به طول مىانجامد كه در اين مدّت عالم آفرينش در خواب و استراحت فرو رفته است . و اين زمان بين دو نفخ صور مىباشد ؛ نفخ إماته و نفخ إحياء . » از اين كلام با اينكه صراحت دارد بر اينكه تمام اشياء از بين ميروند ، نه حسّ است و نه محسوس و هيچ نيست ، استفاده مىشود كه چهارصد سال بين النّفختين طول مىكشد . پس معلوم مىشود زمانى هست . و علاوه حضرت ميفرمايند : موجودات به خواب و استراحت ميروند ؛ نه اينكه معدوم صرف ميگردند . و بعد از يك فقرهء سؤال و جواب ديگر ، چون زنديق از حضرت توضيح ميخواهد ، حضرت در ضمن جواب ميفرمايند : فَإذَا كَانَ حِيْنَ الْبَعْثِ مَطَرَتِ الارْضُ مَطَرَ النُّشُورِ ؛ فَتَرْبُو الارْضُ . ثُمَّ تُمْخَضُوا مَخْضَ السِّقَاءِ ، فَيَصِيرُ تُرَابُ الْبَشَرِ كَمَصِيرِ الذَّهَبِ مِنَ التُّرَابِ إذَا غُسِلَ بِالْمَاءِ ، وَ الزَّبَدِ مِنَ اللبَنِ إذَا مُخِضَ . فَيَجْتَمِعُ تُرَابُ كُلِّ قَالِبٍ إلَى قَالِبِهِ ، فَيَنْتَقِلُ بِإذْنِ اللهِ الْقَادِرِ إلَى حَيْثُ الرُّوحِ ، فَتَعُودُ الصُّوَرُ بِإذْنِ الْمُصَوِّرِ كَهَيْئَتِهَا وَ تَلِجُ الرُّوحُ فِيهَا ، فَإذَنْ قَدِ اسْتَوَى لَا يُنْكَرُ مِنْ نَفْسِهِ شَيْئاً . « 1 » « و چون زمان قيامت در ميرسد ، آسمان بر زمين مىبارد ولى
--> ( 1 ) « احتجاج » طبع نجف ، ج 2 ، ص 98